|
کانون فرهنگی هنری امام محمد باقر _ تلنگر پایگاه شهید عبدالله میرزاجان زاده بابل
|
[ جمعه 1391/02/01 ] [ 5:51 بعد از ظهر ] [ ×× ایمان رضوانی ×× ]
[ ]
- کسي خيال نکند که بسيج، يک حاشيه است و ملت و دولت و حکومت، به راهي ميروند و بسيج هم در کناري نشسته و به خود مشغول است؛ خير. «بسيج» متنِ حرکت نظام است. همه بايد بسيجي باشند. دولت و مسؤولان هم بايد بسيجي باشند و بحمدالله هستند. بسياري از بلند پايگان و مسئوولان برجسته کشور، حقيقتاً بسيجي و داراي فرهنگ و عقايد و حرکت بسيجي هستند. ــ بسیج شجرة طیبّه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفههای آن بوی بهار وصل و طراوات تعیین و حدیث عشق میدهد. ـ اگر بر کشوری نوای دلنشین تفکر بسیجی طنین انداز شد چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید. ـ بار دیگر تأکید میکنم که غفلت از ایجاد ارتش بیست میلیونی سقوط در دام دو ابرقدرت جهانی را به دنبال خواهد داشت. ـ ملیت که در خط اسلام ناب محمدی(ص) و مخالف با استکبار و پولپرستی و تحجرگرایی و مقدسنمایی است باید همة افرادش بسیجی باشند. ـ در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجیم. ـ بسیج لشگر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را همة مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نمودهاند. ـ بسیج مدرسة عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدستههای رفیع آن اذان شهادت و رشادت سردادهاند. ـ من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه میخورم و از خدا میخواهم تا با بسیجیانم محشور گرداند. ـ تشکیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران یقیناً از برکات و الطاف جلیة خداوند تعالی بود که بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد ـ بسیج به معنی حضور و آمادگی در همان نقطهای است که اسلام و قرآن و امام زمان (ارواحناه و فداه) و این انقلاب مقدس به آن نیازمند است. ـ پیوند میان بسیجیان عزیز و حضرت ولی عصر (ارواحناه و فداه) مهدی موعود عزیز یک پیوند ناگسستنی و همیشگی است. ـ شما جوانان بسیجی و سپاهی و جوانان مؤمن آگاهی را با احساس مسئولیت و شور و شعور همراه کردید. ـ نیروهای نظامی و بسیجی ما مؤمن و با اخلاصند و به عنوان پشتوانهای که هیچ خدشهای در آن راه ندارد, محسوب میشوند. ـ انکار بسیج, انکار بزرگترین ضرورت و مصلحت برای کشور است. ـ اگر بسیج در دوران پس از جنگ نبود و اگر امروز هم نباشد, کمیت این انقلاب و این نظام واهمة حرکتهای سازندة این کشور لنگ است. ـ انکار بسیج و بیاحترامی به آن یا نابخردانه است یا خائنانه است. ـ تا وقتی که این کشور و این ملت به امنیت احتیاج دارد, به نیروهای بسیج, به انگیزة بسیح به سازماندهی بسیجی و به عشق و ایمان بسیجی احتیاج است. ـ فرزندان بسیجیام با حضور خود در هر صحنهای که لازم است دشمنان زبون را مرعوب و منکوب سازند. ـ بسیج, یعنی نیروی کارآمد کشور برای همة میدانها ـ همه جا چیزی شبیه بسیج هست, تنها به این درخشندگی, به این فراگیری, به این زیبایی, به این فداکاری, من در جایی سراغ ندارم. ـ نیروی عظیم بسیج مردمی است, این بسیج در همة قشرها هست. ـ بسیج, اختصاص به یک منطقة جغرافیایی ویک منطقة انسانی و طبقاتی و قشری ندارد, همه جا هست. ـ ایمان عاشقانه, ایمان عمیق, ایمان توأم با عواطف که از خصوصیات ملت ایران است باعث درخشان شدن بسیج شد. ـ دانشجوی بسیجی دشمن کمین گرفته را از یاد نمیبرد و غافلانه خو و دانشگاه و کشورش را به دست تطاول دشمن نمیسپرد. ـ هریک از آحاد قشرهای مختلف جامعه که دارای روحیة حساس مسئولیت و ایمان باشد, بسیجی است. ـ بسیاری از پیشرفتها و موفقیتهای نظام اسلامی در عرصههای مختلف مرهون تفکر و میل بسیجی است ـ بسيج به معني حضور و آمادگي در همان نقطهاي است كه اسلام و قرآن و امام زمان (ارواحناه و فداه) و اين انقلاب مقدس به آن نيازمند است. ـ پيوند ميان بسيجيان عزيز و حضرت ولي عصر (ارواحناه و فداه) مهدي موعود عزيز يك پيوند ناگسستني و هميشگي است. ـ شما جوانان بسيجي و سپاهي و جوانان مؤمن آگاهي را با احساس مسئوليت و شور و شعور همراه كرديد. ـ نيروهاي نظامي و بسيجي ما مؤمن و با اخلاصند و به عنوان پشتوانهاي كه هيچ خدشهاي در آن راه ندارد, محسوب ميشوند. ـ انكار بسيج, انكار بزرگترين ضرورت و مصلحت براي كشور است. ـ اگر بسيج در دوران پس از جنگ نبود و اگر امروز هم نباشد, كميت اين انقلاب و اين نظام واهمة حركتهاي سازندة اين كشور لنگ است. ـ انكار بسيج و بياحترامي به آن يا نابخردانه است يا خائنانه است. ـ تا وقتي كه اين كشور و اين ملت به امنيت احتياج دارد, به نيروهاي بسيج, به انگيزة بسيح به سازماندهي بسيجي و به عشق و ايمان بسيجي احتياج است.ـ فرزندان بسيحيام با حضور خود در هر صحنهاي كه لازم است دشمنان زبون را مرعوب و منكوب سازند. ـ بسيج, يعني نيروي كارآمد كشور براي همة ميدانها. ـ همه جا چيزي شبيه بسيج هست, تنها به اين درخشندگي, به اين فراگيري, به اين زيبايي, به اين فداكاري, من در جايي سراغ ندارم. ـ اين فداكاري, من در جايي سراغ ندارم. ـ نيروي عظيم بسيج مردمي است, اين بسيج در همة قشرها هست. ـ بسيج, اختصاص به يك منطقة جغرافيايي ويك منطقة انساني و طبقاتي و قشري ندارد, همه جا هست. ـ ايمان عاشقانه, ايمان عميق, ايمان توأم با عواطف كه از خصوصيات ملت ايران است باعث درخشان شدن بسيج شد. ـ دانشجوي بسيجي دشمن كمين گرفته را از ياد نميبرد و غافلانه خو و دانشگاه و كشورش را به دست تطاول دشمن نميسپرد. ـ بسياري از پيشرفتهاي كشور مرهون تفكر بسيجي است. ـ هريك از آحاد قشرهاي مختلف جامعه كه داراي روحية حساس مسئوليت و ايمان باشد, بسيجي است. ـ بسياري از پيشرفتها و موفقيتهاي نظام اسلامي در عرصههاي مختلف مرهون تفكر و ميل بسيجي است. ـ بسيجي يعني علي كه تمام وجودش وقف اسلام بود. [ جمعه 1391/02/01 ] [ 5:37 بعد از ظهر ] [ ×× ایمان رضوانی ×× ]
[ ]
کسي خيال نکند که
بسيج، يک حاشيه است و ملت و دولت و حکومت، به راهي ميروند و بسيج هم در
کناري نشسته و به خود مشغول است؛ خير. «بسيج» متنِ حرکت نظام است. همه بايد
بسيجي باشند. دولت و مسؤولان هم بايد بسيجي باشند و بحمدالله هستند.
بسياري از بلند پايگان و مسئوولان برجسته کشور، حقيقتاً بسيجي و داراي
فرهنگ و عقايد و حرکت بسيجي هستند. ــ بسیج شجرة طیبّه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفههای آن بوی بهار وصل و طراوات تعیین و حدیث عشق میدهد. ـ اگر بر کشوری نوای دلنشین تفکر بسیجی طنین انداز شد چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید. ـ بار دیگر تأکید میکنم که غفلت از ایجاد ارتش بیست میلیونی سقوط در دام دو ابرقدرت جهانی را به دنبال خواهد داشت. ـ ملیت که در خط اسلام ناب محمدی(ص) و مخالف با استکبار و پولپرستی و تحجرگرایی و مقدسنمایی است باید همة افرادش بسیجی باشند. ـ در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجیم. ـ بسیج لشگر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را همة مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نمودهاند. ـ بسیج مدرسة عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدستههای رفیع آن اذان شهادت و رشادت سردادهاند. ـ من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه میخورم و از خدا میخواهم تا با بسیجیانم محشور گرداند. ـ تشکیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران یقیناً از برکات و الطاف جلیة خداوند تعالی بود که بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد ـ بسیج به معنی حضور و آمادگی در همان نقطهای است که اسلام و قرآن و امام زمان (ارواحناه و فداه) و این انقلاب مقدس به آن نیازمند است. ـ پیوند میان بسیجیان عزیز و حضرت ولی عصر (ارواحناه و فداه) مهدی موعود عزیز یک پیوند ناگسستنی و همیشگی است. ـ شما جوانان بسیجی و سپاهی و جوانان مؤمن آگاهی را با احساس مسئولیت و شور و شعور همراه کردید. ـ نیروهای نظامی و بسیجی ما مؤمن و با اخلاصند و به عنوان پشتوانهای که هیچ خدشهای در آن راه ندارد, محسوب میشوند. ـ انکار بسیج, انکار بزرگترین ضرورت و مصلحت برای کشور است. ـ اگر بسیج در دوران پس از جنگ نبود و اگر امروز هم نباشد, کمیت این انقلاب و این نظام واهمة حرکتهای سازندة این کشور لنگ است. ـ انکار بسیج و بیاحترامی به آن یا نابخردانه است یا خائنانه است. ـ تا وقتی که این کشور و این ملت به امنیت احتیاج دارد, به نیروهای بسیج, به انگیزة بسیح به سازماندهی بسیجی و به عشق و ایمان بسیجی احتیاج است. ـ فرزندان بسیجیام با حضور خود در هر صحنهای که لازم است دشمنان زبون را مرعوب و منکوب سازند. ـ بسیج, یعنی نیروی کارآمد کشور برای همة میدانها ـ همه جا چیزی شبیه بسیج هست, تنها به این درخشندگی, به این فراگیری, به این زیبایی, به این فداکاری, من در جایی سراغ ندارم. ـ نیروی عظیم بسیج مردمی است, این بسیج در همة قشرها هست. ـ بسیج, اختصاص به یک منطقة جغرافیایی ویک منطقة انسانی و طبقاتی و قشری ندارد, همه جا هست. ـ ایمان عاشقانه, ایمان عمیق, ایمان توأم با عواطف که از خصوصیات ملت ایران است باعث درخشان شدن بسیج شد. ـ دانشجوی بسیجی دشمن کمین گرفته را از یاد نمیبرد و غافلانه خو و دانشگاه و کشورش را به دست تطاول دشمن نمیسپرد. ـ هریک از آحاد قشرهای مختلف جامعه که دارای روحیة حساس مسئولیت و ایمان باشد, بسیجی است. ـ بسیاری از پیشرفتها و موفقیتهای نظام اسلامی در عرصههای مختلف مرهون تفکر و میل بسیجی است ـ بسيج به معني حضور و آمادگي در همان نقطهاي است كه اسلام و قرآن و امام زمان (ارواحناه و فداه) و اين انقلاب مقدس به آن نيازمند است. ـ پيوند ميان بسيجيان عزيز و حضرت ولي عصر (ارواحناه و فداه) مهدي موعود عزيز يك پيوند ناگسستني و هميشگي است. ـ شما جوانان بسيجي و سپاهي و جوانان مؤمن آگاهي را با احساس مسئوليت و شور و شعور همراه كرديد. ـ نيروهاي نظامي و بسيجي ما مؤمن و با اخلاصند و به عنوان پشتوانهاي كه هيچ خدشهاي در آن راه ندارد, محسوب ميشوند. ـ انكار بسيج, انكار بزرگترين ضرورت و مصلحت براي كشور است. ـ اگر بسيج در دوران پس از جنگ نبود و اگر امروز هم نباشد, كميت اين انقلاب و اين نظام واهمة حركتهاي سازندة اين كشور لنگ است. ـ انكار بسيج و بياحترامي به آن يا نابخردانه است يا خائنانه است. ـ تا وقتي كه اين كشور و اين ملت به امنيت احتياج دارد, به نيروهاي بسيج, به انگيزة بسيح به سازماندهي بسيجي و به عشق و ايمان بسيجي احتياج است.ـ فرزندان بسيحيام با حضور خود در هر صحنهاي كه لازم است دشمنان زبون را مرعوب و منكوب سازند. ـ بسيج, يعني نيروي كارآمد كشور براي همة ميدانها ـ همه جا چيزي شبيه بسيج هست, تنها به اين درخشندگي, به اين فراگيري, به اين زيبايي, به اين فداكاري, من در جايي سراغ ندارم. ـ اين فداكاري, من در جايي سراغ ندارم. ـ نيروي عظيم بسيج مردمي است, اين بسيج در همة قشرها هست. ـ بسيج, اختصاص به يك منطقة جغرافيايي ويك منطقة انساني و طبقاتي و قشري ندارد, همه جا هست. ـ ايمان عاشقانه, ايمان عميق, ايمان توأم با عواطف كه از خصوصيات ملت ايران است باعث درخشان شدن بسيج شد. ـ دانشجوي بسيجي دشمن كمين گرفته را از ياد نميبرد و غافلانه خو و دانشگاه و كشورش را به دست تطاول دشمن نميسپرد. ـ بسياري از پيشرفتهاي كشور مرهون تفكر بسيجي است. ـ هريك از آحاد قشرهاي مختلف جامعه كه داراي روحية حساس مسئوليت و ايمان باشد, بسيجي است. ـ بسياري از پيشرفتها و موفقيتهاي نظام اسلامي در عرصههاي مختلف مرهون تفكر و ميل بسيجي است. ـ بسيجي يعني علي كه تمام وجودش وقف اسلام بود [ جمعه 1391/02/01 ] [ 5:35 بعد از ظهر ] [ ×× ایمان رضوانی ×× ]
[ ]
![]() دبیر دفتر تحکیم وحدت ضمن گرامیداشت حماسه ۹ دی گفت: احزاب و تشکل های سیاسی نباید با ۹ دی تجارت سیاسی کنند.مهدی امیریان دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت در گفتگو بامهر با اشاره به گرامیداشت حماسه عظیم ۹ دی افزود: باید تحلیل جامعی از چگونگی حماسه عظیم ۹ دی ارائه دهیم. مردم در ۹ دی به علت هتک حرمت به عاشورای حسینی وارد عرصه شدند و از کیان نظام اسلامی دفاع کردند. این فعال دانشجویی با بیان اینکه نباید ۹ دی را دعوای بین دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب بدانیم، افزود: عده ای معتقدند که دعوای اصلی بین دو تشکل شاخص در جریان سیاسی بود در صورتیکه این گونه نبوده و نیست. مردم فقط به خاطر دفاع از رهبری وارد عرصه شدند به همین جهت نباید نوک پیکان را به سمت و سوی یک جریانی خاص قرار دهیم. دبیر دفتر تحکیم وحدت در عین حال اظهار داشت: البته تشکل هایی که در زمان فتنه ۸۸ موضع گیری خوبی را انجام ندادند با آنها باید برخورد شود. این فعال دانشجویی در ادامه ۹ دی را یک حادثه فراجناحی دانست و خطاب به تشکل ها و رجال سیاسی افزود: تشکل ها و چهره های سیاسی نباید با ۹ دی تجارت سیاسی کنند و آن را برای خود ثبت کنند. [ چهارشنبه 1390/10/07 ] [ 7:13 بعد از ظهر ] [ ×× ایمان رضوانی ×× ]
[ ]
![]() چرا حماسه نهم دی ماه ۱۳۸۸، اتفاقی خاص و عجیب است؟ * حضور مردم در ۹ دی ماه به معنی دفاع از هیچ حزب و گروه و جناحی نبود. برخلاف راهپیمایی ۲۲ بهمن و روز قدس که گروه های مختلف با برافراشتن یک پرچم و با درج نام خود”با فونت درشت” در زیر این پرچم به دنبال خودنمایی هستند، در نهم دیماه شاهد حضور خالص مردم و بدون هیچ چشم داشت حزبی و گروهی بودیم. * در نهم دی ماه کسی برای حمایت از دولت فعلی و شخص احمدی نژاد وارد میدان نشد. در دست هیچ کس تصویری از رئیس جمهوری نبود. گویی این بار خروششان فقط و خالصانه برای دفاع از هویت نظام جمهوری اسلامی، دفاع از ولایت فقیه بوده است. * نهم دی بر خلاف ۲۲ بهمن و روز قدس، روز تعطیل نبود. شاهد آن که در ساعات ابتدایی راهپیمایی، بسیاری از ادارات و شرکتها باز بودند و کارمندان با وجود علاقه مندی برای شرکت در راهپیمایی، مجبور به حضور در محل کار بودند. * شعارهای ۹ دی، شعارهای همیشگی و کلیشه ای نبود. شعارهای جدیدی که از پیوند عشق به ولایت، عاشورا و انقلاب و نفرت از دشمنان حریم ولایت به دست آمده بود. * ۹ دی ماه نشانه اعتماد مردم به نظام جمهوری اسلامی بود، در حالیکه بسیاری از خواص و نخبگان و مثلا دلسوزان ادعا داشتند که اعتماد مردم به نظام از بین رفته است. نکته ای که نهم دی را متمایز می کند، حضور میلیونی مردم و نمایش اعتماد به نظام در اوج فضاسازی دشمنان خارجی و داخلی بود. * ۹ دی تنها تجمع میلیونی مردم علیه خواص بی بصیرت بود. یعنی اگر بخواهیم اهداف مردم برای حضور در حماسه نهم دیماه را برشماریم، اعتراض به خواص بی بصیرت، جزء اهداف اصلی مردم خواهد بود. * نهم دیماه، نشان داد که مردم از دستگاه تبلیغاتی جلوتر هستند. این حماسه محصول تبلیغات صدا و سیما و رسانه های دولتی نبود. مردم کاملا متوجه می شوند که کجا صدا و سیما، از مطالبه عمومی عقب می ماند. کجا خبری را نمی گوید و کجا یک خبر را بلندتر بیان می کند. مردم خودشان متوجه دروغ گویی و تضاد موجود در جنبش سبز شده بودند. آنها ایمان و اسلام خودشان را در خطر می دیدند و به خیابان آمدند. این نکته بسیار مهمی است که مردم یک جامعه متوجه عملیات روانی دستگاه تبلیغاتی نظام بشوند ولی با این حال برای دفاع از اعتقادات خود به میدان بیایند. * ۹ دی ماه نشان داد که مردم “اصل انقلاب اسلامی” را با “اصل ولایت فقیه” ممزوج می دانند و توهین به نمادهای عاشورایی و اصل ولایت فقیه را هرگز نمی پذیرند. * ۹ دی ماه از نظر حضور طیف های مختلف فکری و ظاهری هم متمایز بود. در این روز شاهد حضور جوانان با تیپ های مختلف بودیم. جوانانی که با مدل مو و لباس غربی نشان دادند که در باطن خود پایبند به انقلاب و ولایت هستند. این جوانان سعی داشتند با در دست گرفتن تصاویر رهبری یا پلاکاردهای حمایت از ولایت فقیه، عمداً این نکته را به همگان اثبات کنند. * نکته بسیار جالب و عجیب در رابطه با ۹ دی، حضور افرادی بود که در راهپیمایی ۲۵ خرداد نیز شرکت کرده بودند. یعنی حضور در راهپیایی ای که به ظاهر با اهداف کاملاً متضاد با ۲۵ خردادماه برگزار شده بود. این یعنی مردم به خواص و بزرگان نظام احترام می گذارند و حرف آنها را قبول دارند تا جایی که با ایمان آنها در تضاد نباشد. یعنی با هیچ گروهی و کسی پیمان نبسته اند. [ چهارشنبه 1390/10/07 ] [ 6:54 بعد از ظهر ] [ ×× ایمان رضوانی ×× ]
[ ]
شیرمردی در گفتگو با مهر: [ چهارشنبه 1390/10/07 ] [ 6:39 بعد از ظهر ] [ ×× ایمان رضوانی ×× ]
[ ]
بیانات در دیداراعضای ستاد بزرگداشت حماسه ۹ دی : [ چهارشنبه 1390/10/07 ] [ 6:26 بعد از ظهر ] [ ×× ایمان رضوانی ×× ]
[ ]
گزیده سخنان امام خمینی (ره)درباره امام حسین(ع) و قیام عاشورا: سید الشهدا(ع) اسلام را بیمه کرد گمان نکنید که اگر این مجالس عزا نبود و اگر این دسته جات سینه زنی، و نوحه سرایی نبود، 15 خرداد پیش می آمد. هیچ قدرتی نمی توانست 15 خرداد را آن طور کند، مگر قدرت خون سیدالشهداء و هیچ قدرتی نمی تواند این ملتی را که از همه جوانب به او هجوم شده است و از همه قدرت های بزرگ برای او توطئه چیده اند، این توطئه ها را خنثی کند، الاّ همین مجالس عزا." [ پنجشنبه 1390/10/01 ] [ 7:1 بعد از ظهر ] [ ×× ایمان رضوانی ×× ]
[ ]
بيانات در دیدار اقشار نمونه بسیج سراسر كشور بسماللهالرّحمنالرّحيم الحمد لله ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا محمّد و ءاله الطّاهرين سيّما بقيّةالله فى الأرضين. خداوند متعال را سپاسگزارم براى توفيق حضور در اين ديدار باشكوه و بسيار خوب. از برادران و خواهرانى كه در اطراف ميدان ايستادهاند، خواهش ميكنم بنشينند تا بتوانيم بحث كنيم. امروز مقارن با اول محرم است. تناسبى هست ميان هويت و حقيقت بسيج با هويت محرم و عاشورا. بسيج افتخار دارد كه پيرو مكتب عاشوراست. البته عاشورا اوج فداكارى و ايثار است. همهى تاريخ، همهى عالم، مسئلهى عاشورا و حسينبنعلى (عليهالسّلام) و اصحاب وفادار او را با اين خصوصيت شناختهاند؛ فداكارى، ايثار در راه خدا و در راه تحقق اهداف الهى؛ ليكن مسئلهى عاشورا فقط اين نيست. بله، برجستهترين و نمايانترين خصوصيت عاشورا، همين فداكارى و شهادت است؛ ولى در ماجراى عاشورا حقايق ديگرى هم وجود دارد. از آغاز حركت از مدينه، بذر معرفت پاشيده شد - اين يكى از خصوصيات حادثهى عاشوراست - بذر بصيرت پاشيده شد. اگر مردمى، امتى از بصيرت برخوردار نباشند، حقايق گوناگون، كار آنها را اصلاح نخواهد كرد؛ گره از مشكلات آنها گشوده نخواهد شد. بنابراين اخلاص، موقعشناسى، پاشيدن بذر يك حركت فزايندهى تاريخى، از خصوصيات مهم عاشوراست. ماجرا فقط در ظهر عاشورا تمام نشد؛ در واقع از ظهر عاشورا يك جريانى در تاريخ شروع شد، كه همچنان رو به افزايش و گسترش است. بعد از اين هم همين خواهد بود. امام حسين (عليهالسّلام) براى اعلاى كلمهى حق و براى نجات خلق، همهى داشتههاى خود را به ميدان آورد. اين برخى از خصوصياتى است كه انسان به طور كلى در ماجراى عاشورا ميتواند ببيند و نشان بدهد. بسيج، همين راه است؛ همين حركت است؛ همين هدفهاست؛ همين ابزارها و وسيلههاست. بسيج، جمع فداكارى از مردمند، براى مردم؛ تشكيل يك مجموعهاى در حركت عظيم يك ملت مجاهد. حضور در دفاع، حضور در علم، حضور در هنر، حضور در سازندگى، حضور در سياست، در فرهنگ، در كمك به مستضعفان، در كمك به درماندگان، در توليد، در فناورى، در پيشبرد مسائل گوناگون كشور، در ورزش، در درخششهاى بينالمللى، در هر كار خير؛ اين حركت بسيج است؛ حركتى مردمى، براى مردم، در دل مردم، از خود مردم، از همهى قشرها، زنان، مردان، جوانان، پيران، نوجوانان، از اصناف گوناگون؛ يعنى تشكيل يك مجموعهى حزبالله واقعى. بسيج سياسى است، اما سياستزده نيست، سياسىكار نيست، جناحى نيست؛ بسيج مجاهد است، اما بىانضباط نيست، افراطى نيست؛ بسيج عميقاً متدين و متعبد است، اما متحجر نيست، خرافى نيست؛ بسيج بابصيرت است، اما ازخودراضى نيست؛ بسيج اهل جذب است - گفتهايم جذب حداكثرى - اما اهل تسامح در اصول نيست؛ بسيج غيور است، پاسدار خطوط فاصل است؛ بسيج طرفدار علم است، اما علمزده نيست؛ بسيج متخلق به اخلاق اسلامى است، اما رياكار نيست؛ بسيج در كار آبادكردن دنياست، اما خود اهل دنيا نيست. اين شد يك فرهنگ. فرهنگ بسيجى يعنى آن مجموعهى معرفتها و روشها و منشهائى كه ميتواند مجموعههاى عظيمى را در ملت به وجود بياورد كه تضمينكنندهى حركت مستقيم و پايدار اسلامى آن ملت باشند. اين يك تفكر است؛ در ذهن هم نيست، در خارج و در عينيت وجود دارد. حركت بسيجى، سرنوشت ايران را، بلكه سرنوشت فراتر از ايران را تغيير داد، تعيين كرد. از روز اول، بسيجيان امام ما در ميدانهاى گوناگون انقلاب تا پيروزى انقلاب و تا پس از انقلاب حركتى كردند كه ماندگار شد، الگو شد، يادگار ملت ايران در عرصهى تاريخ شد. امروز جوانان نيويورك و كاليفرنيا هم شعارهاى مردم مصر و تونس را تكرار ميكنند، از آنها الهام ميگيرند؛ انكار هم نميكنند. جوانان مصر و تونس هم از حزبالله و حماس و جهاد اسلامى الهام گرفتهاند و فرا گرفتهاند و پنهان نكردند. و معلم اول در عصر جديد، بسيجىِ امام بزرگوار ما بود؛ كه همه از بسيجىِ امام بزرگوار فراگرفتند و از جانبازان و سربازان و فداكاران اين انقلاب ياد گرفتند كه چگونه ميتوان اسطورههاى قدرت مادى را شكست، چگونه ميتوان به نام خدا بتها را شكست، چگونه ميتوان ايستاد، چگونه ميتوان مقاومت كرد. اينها حقايقى است كه امروز وجود بسيج، عينيت بسيج، حركت بسيج، هدفهاى بسيج، ما را به اين حقايق آشنا ميكند. انقلاب اسلامى و ملت انقلابى با يك چنين فرهنگى، با يك چنين آموزههائى، با يك چنين روحيهاى، توانست بسيارى از ناممكنها را ممكن كند، محقق كند؛ و اين حركت ادامه خواهد داشت. دشمنىِ دشمنان نميتواند تأثيرى بگذارد. البته دشمن، دشمنى ميكند - در اين ترديدى نبايد داشت، انتظارى هم جز اين از دشمن نبايد داشت - منتها ما وقتى حركت عظيم ملت ايران را از آغاز اين انقلاب، اين حركت، اين نهضت عمومى تا امروز مشاهده ميكنيم، مىبينيم يك خط سير مشخصى دارد. ملت ايران به سمت پيش حركت ميكند، به سمت اوج حركت ميكند، در ميدانهاى گوناگون بر چالشهاى گوناگون غلبه پيدا ميكند؛ و دشمنان در همين مقابله و مواجهه عقبنشينى ميكنند، كوتاه مىآيند؛ ناچارند. با اين حركت، سرنوشت ملت ايران، پيروزىِ قطعى است. امروز در سرتاسر منطقهى اسلامى و منطقهى عربى، حركتهاى اسلامى و جوششهاى اسلامى مشاهده ميشود؛ اين همان چيزى است كه سى سال كسانى كه با حقيقت انقلاب آشنا بودند، انتظارش را داشتند و دشمنان انقلاب سى سال از تصور چنين چيزى به خود ميلرزيدند؛ واهمه و وحشت حوادثى را داشتند كه امروز اتفاق افتاده است. طراحان توطئههاى عليه انقلاب اسلامى پيشبينى ميكردند كه يك چنين حوادثى پيش خواهد آمد؛ و پيش آمد، و اين پيش خواهد رفت و متوقف نخواهد شد. امروز ملتهاى مسلمان در منطقهى عربى سر بلند كردهاند، آگاه شدهاند، بيدار شدهاند. دشمنان نميتوانند آنها را سركوب كنند و نميتوانند راه را منحرف كنند. حركت به جريان افتاده است و وضع دنيا را تحت تأثير قرار داده است. همين حركتهائى كه امروز شما در دنياى غرب، در آمريكا و در اروپا مشاهده ميكنيد، نشان دهندهى تغييرات عظيمى است كه آيندهى دنيا شاهد اين تغييرات خواهد بود. ما از عكسالعمل دشمنان تعجب نميكنيم؛ از تهديدهائى كه ميشود، از تحريمى كه ميكنند، از آنچه كه كشورهاى استكبارى در اين دوره در مواجههى با نظام جمهورى اسلامى انجام ميدهند، تعجب نميكنيم. آنها ميدانند كه كانون اين حركت، جمهورى اسلامى بود و ايستادگى ملت ايران است كه توانسته است اين روحيه را در منطقه بگستراند كه ميشود در مقابل هيمنهى استكبار ايستاد. استكبار پيشرفت كار خودش را همواره از راه مرعوب كردنها - ملتها را مرعوب ميكردند، سران كشورها را مرعوب ميكردند - پيش برده است. وقتى اين پردهى رعب بشكند، وقتى ملتها بدانند كه اين هيمنه، هيمنهى حقيقى و واقعى نيست و صورى و ظاهرى است، اين سلاح از دست استكبار گرفته خواهد شد. و امروز اينجور شده است. لذا خشمگينند، عصبانىاند، روى جمهورى اسلامى فشار وارد ميكنند. البته اين كه جمهورى اسلامى را متهم كنند كه اين حركات را راه انداخته، غلط است؛ اين يك تهمت بيجا و بيموردى است؛ احتياجى به اين كار نيست. نظام اسلامى با بقاء خود، با ايستادگى خود، با صدق خود در اين راه - كه ملت ايران نشان داد در اين راه صادق است - الهامبخش بوده است و اين الهامبخشى وجود دارد. ملتها بيدار شدهاند و راه خود را پيدا كردهاند. دشمنان هم دشمنى ميكنند. البته اين دشمنىها چالشهائى را ايجاد ميكند. ملت ايران به مواجههى با اين چالشها عادت كرده است و ما انشاءالله بر همهى چالشهائى كه دشمنان به وجود مىآورند، غلبه خواهيم كرد و پيروز خواهيم شد و خداى متعال براى ملت ايران و در نهايت براى امت اسلامى و استقرار حقايق نورانى اسلام در عالم، اين پيروزى را مقدر فرموده است. اميدواريم خداوند متعال توفيق تداوم در اين راه را به همهى ملت عزيز ما، به جوانان عزيز بسيجى ما، به همهى جوانان اين كشور و به مسئولان مرحمت كند. همه بدانند كه در اين زمينهها مسئولند؛ هم مسئولان كشور، هم قشرهاى گوناگون. مردم در ميدان حاضرند. آمادگى مردم در قضاياى گوناگون، آمادگى كامل است. مسئولان هم بايد قدر اين ملت را و اين آمادگى را بدانند و وظائف خود را، كارهائى را كه بر دوش آنهاست، به بهترين وجهى در قواى سهگانه انجام بدهند و ملت با انسجام پيش برود. اين حركتهاى اسلامى در اطراف دنياى اسلام هم بلاشك حركتهاى ماندگارى است، حركتهاى پيشروندهاى است. ملتها يكى پس از ديگرى بيدار ميشوند. دستنشاندگان استكبار، يكى پس از ديگرى از عرصه و صحنه خارج خواهند شد و انشاءالله روزبهروز شوكت اسلام و اقتدار اسلام بيشتر خواهد شد. پروردگارا! ما را لايق اين نعمتهاى بزرگ قرار بده؛ ما را شاكر اين نعمتهاى بزرگ قرار بده. پروردگارا! دلهاى ما را به نور محبت و معرفتِ خودت و اوليائت منور بگردان؛ دعاى بقيّةالله (ارواحنا فداه) را شامل حال ما بفرما. والسّلام عليكم و رحمةالله و بركاته [ پنجشنبه 1390/10/01 ] [ 6:58 بعد از ظهر ] [ ×× ایمان رضوانی ×× ]
[ ]
[ پنجشنبه 1390/07/21 ] [ 12:38 بعد از ظهر ] [ ×× ایمان رضوانی ×× ]
[ ]
به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان سلام بر حضرت محمّد رسول خدا،سلام بر اميرالمؤمنين علی (ع) ،سلام بر فاطمه زهرا(س) ، سلام بر ائمه معصومين،سلام بر امام حسن مجتبی(ع) غريب مدينه،سلام بر سالار شهيدان اباعبدالله الحسين،سلام بر قبرستان بقيع،سلام بر کاظمين،سلام بر مشهد مقدّس،سلام بر سامراء مقدّس،سلام بر فاطمه معصومه و بر علمای قم،سلام بر شاه چراغ،سلام بر بهشت زهرا،سلام بر بهشت رضا،سلام بر همه شهدا از صدر اسلام تا کنون. اين وصيّت نامه را در حالی می نويسم که عازم مأموريت دشواری هستيم، اميدوارم انشاءالله با پيروزی عزيزان روح الله و سيدعلی به انجام برسد. يارب! در نگاه دوستانم می نگرم در حالی که اشک در چشمانشان حلقه زده،با يکديگر وداع می کنند،چون هيچ کس نمی داند چه کسی می ماند و چه کسی به ديدار معشوق می شتابد. خدايا! نـمی دانم وقتی که مرگ به سراغم می آيد، من در چه حالی هستم، اما خدايا! دوست دارم در آن حال، لبهايم به ذکر يا زهرا(س) مشغول باشد و دلم از نور محبّت علی و فرزندان علی(عليهم صلوات الله) لبريز باشد. خدايا! در دلم تقاضايی است که نمی توانم آن را بر زبان آورم و آن تمنّای شهادت است. خدايا آيا من لايق شهادت هستم؟ خدايا! شرم دارم از اينکه بگويم شهادت را نصيب شخصی مثل من گردانی،زيرا شهدا ،همه چيزشان خدا بود و من هنوز به آنجا نرسيدم. خدايا! شايد گناهانم موجب شده است تا در خواستم به عرش نرسد. پس خودت به من فرصت توبه عطا فرما. خدايا!دستانم خالی است. خدايا پس از سنگينی سی سال عمر به هدر رفته، اکنون احساس می کنم سبک شده ام. خدايا!نمی دانم حکمتت چه بود که مرا از شمال به تهران کشاندی و همسری مهربان و فرزندی سالم به من عطا کردی. حال من چگونه شکرت را بجا آورم؟ خدايا! از تو می خواهم همسر و فرزندم و تمامی خانواده ام را عاقبت به خير نمايی. وصيتی به خانواده ام: پدر ومادر مهربانم،برادران وخواهرم،از اينکه زود از ميان شما رفتم معذرت می خواهم،تقديرخدا چنين بود.به هرحال،خداوند روزی ما را به دنيا آورد و روزی نيز ما را از اين دنيا می برد،و الان وقت رفتن من بود. شما را به خدا می سپارم و از خداوند مي خواهم به شما صبر جميل عطافرمايد. سلام مرا به همه دوستان و آشنايان برسانيد و به آنان بگوييد: اسلام و انقلاب بايد به دست آقا امام زمان(عج)برسد. برای رسيدن به اين مقصد ،بايد از تمام خطر ها و موانع عبور کرد، هر چند در اين راه ممکن است خون جواناني ريخته شود و جان عزيزاني نثار گردد وسهم کوچکی از اين جهاد هم نصيب ما بشود.
سفارشی به همسر مهربانم: شما واقعا برای من همسری کرديد، اما من نتوانستم همسری شايسته برای شما باشم،عذرم را پذيرا باش.از خداوند می خواهم که به شما صبر عطا فرمايد. همسر مهربانم!هميشه پشت سر رهبر قدم برداريد،چون سخنان رهبر بدون ترديد حق است،پس بعد از من،همه هم و غم شما ولايت باشد. به دخترم بگوئيد همواره در خط رهبری باشد و هيچگاه پشت ولايت را خالی نکند. همسر مهربانم!دوست دارم دخترم در شمال معلم قرآن شود و به بچه ها درس قرآن بدهد. از شما خواهش می کنم در اين باره کوتاهی نکنيد. در مراسم تشييع من گريه نکن ،چون دوست دارم با استقامتت ،دشمنان را به گريه اندازی. سخنانی چند با دخترم: 1.دخترم!بايد با ديگران فرق داشته باشی، يعنی از نظر ادب،شخصيّت،متانت،معنويت و از نظر علمی به درجات عالی برسی. 2.قرآن را از مادرت بياموز. 3.از همه مهم تر اينکه به مادرت احترام بگذار، زيرا مادرت در تمام سختی ها با تو بوده است؛ با گريه ات گريه، و با خنده ات خنده می کرد. مواظب مادرت باش،من هم برای شما دعا می کنم. وصيّتم به دوستان و آشنايان: همه ما روزی به دنيا آمده ايم و روزی هم از اين دنيا می رويم.خوشا به حال آن کس که پاک آمد و پا ک می رود. در اين دنيای فانی اگرشما فردی خوب باشيد حتما خوب از اين دنيا می رويد،اما من با اين کوله بار گناه نمی دانم چگونه از دنيا خواهم رفت.اميدوارم انشاءالله با دعای شما، سبک بال به عالم ديگر رفته و از عذاب قبر نجات يابم. ای دوستان ! فريب دنيا را نخوريد، زيرا اين امر،مانع خير اخروی می شود.پس در همه حال سعيتان به دست آوردن خير اخروی باشد. کلامتان کلام رهبر باشد و از زبان او بشنويد، چون کلام و زبان رهبر،کلام وزبان آقا امام زمان(عج) است،پس هميشه حامی و پشتيبان رهبر باشيد؛زيرا دل رهبر به شما خوش است وهمواره برای سلامتی او دعا کنيد. به پدر و مادرتان احترام بگذاريد و دستشان را ببوسيد،چون با دعای آنان زندگی شما خوب خواهد شد. به روحانيّت احترام بگذاريد،زيرا آنان حافظان اسلامند. دشمنان از جدايی مردم و روحانيت خوشحال می شوند،پس دشمنان را با پيروی از روحانيّت،ناراحت کنيد. اگر می خواهيد از فتنه آخرالزمان در امان باشيد، فقط پشت سر ولايت فقيه باشيد. خانواده ی شهدا را فراموش نکنيد و برای آنان دلگرمی باشيد. با حضورتان در تمامی صحنه ها و راهپيمايی ها و شرکت در مراسمات دينی و مذهبی، پشتيبانی خود را از نظام، اعلان نـموده و موجب يأس و نااميدی دشمنان شويد. در پايان از همه شما التماس دعا دارم،محتاج دعای شما هستم. از دوستان و آشنايان حلاليّت بطلبيد. رفيقان می روند نوبت به نوبت خوشا روزی که نوبت بر من آيد خداحافظ حوزه امام حسن مجتبی (ع)، پايگاه بسيج شهيد عبداله ميرزاجان زاده ، گروه مقاومت شهيد مهدی قصابيان [ پنجشنبه 1390/07/21 ] [ 12:25 بعد از ظهر ] [ ×× ایمان رضوانی ×× ]
[ ]
بسم الله الرحمن الرحیم مهدیا آمدنت دیر شده بخدا عاشق تو پیر شده کاش بر خیمه سبزت گذرم می افتاد کاش بر صورت ماهت نظرم می افتاد کاش از چشم تر تو دو سه قطره باران پسر فاطمه بر چشم ترم می افتاد کاش در لحظه تاریک گناهان آقا مرده بودم بخدا بال وپرم می افتاد کاش از سوی تو ای صاحب ماه یک قرعه گریه وناله به وقت سحرم می افتاد کاش آنروز در کرببلا می باشی لحظه ای گذر من به حرم می افتاد تا تو تن را چرب و شیرین می دهی گوهر جان را نیابی فربهی ای دل به کوی دوست گذاری نمی کنی اسباب جمع داری وکاری نمی کنی ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم گر جان طلبد دریغ از جان نکنیم دنیا اگر از یزید لبریز شود ما پشت به سالار شهیدان نکنیم مردان خدا پرده پندار دریدند یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند هر دست که دادند همان دست گرفتند هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند یک چشم بر هم زدن غافل از آن شاه مباشید شاید که نگاهی کند آگاه نباشید از هر چه غیر دوست چرا نگذرد کسی کافر برای خاطر بت از خدا گشت الهی وصل خود راسهل گردان دل نا اهل مارا اهل گردان دل گفت مرا علم لدنی هوس است تعلیم نما اگر تو را دسترس است گفتم الف گفت دگر هیچ نگو در خانه کس است یک حرف بس است
[ یکشنبه 1390/05/09 ] [ 6:5 بعد از ظهر ] [ ×× ایمان رضوانی ×× ]
[ ]
جایگاه نماز جمعه ای کسانی که ایمان آردید!آنگاه که برای نماز جمعه ندا داده شد،پس به سوی یادخدا شتاب کنید و داد وستد را رها کنید که این برای شما بهتر است.(سوره جمعه آیه9) اولین ا قدام پیامبر پس از هجرت به مدینه اقامه نماز جمعه بود. نمازی که فرمان ترک داد و ستد را به همراه دارد. نمازی که در روایات هم وزن حج شمرده شده است. نمازی که نمازی که سبک شمردن آن،نشانه نفاق شمرده شده است. نمازی که در آن مردم از مسایل جهان آگاخ می شوند. نمازی که سفارش شده از روز فبل خود برای حضور در آن آماده کنیم. پیامبر اکرم فرمود:هر قدمی که مومن به سوی نمازجمعه بر می دارد،خداوند هول و هراس روز قیامت را از او کم میکند. بماز جمعه کفاره گناهانی است که انسان در طول هفته انجام می دهد. هر کس سه جمعه پی درپی بدون عذر موجه نماز جمعه را ترک نماید،نام او به عنوان منافق ثبت می شود. در روایتی دیگر می خوانیم هر کس سه جمعه پی درپی بدون عذر موجه نماز جمعه را ترک نماید،خداوند بر قلب او مهر می زند.
[ شنبه 1390/03/21 ] [ 7:4 بعد از ظهر ] [ ×× ایمان رضوانی ×× ]
[ ]
جلسات طرح صالحین بسیج پایگاه شهید عبدالله میرزاجانزاده پایگاه شهید عبدالله میرزاجان زاده کمانگرکلای مرکزی با همکاری نهادهایی ازجمله: کانون فرهنگی هنری امام محمد باقر(ع)، جلساتی را در روزهای مختلف هفته تحت عنوان طرح صالحین بسیج برگزار می کند.در این پایگاه ،طرح صالحین از چندین حلقه تشکیل می شود که این حلقه ها با توجه به رده سنی اعضای آن طبقه بندی می شود.رده بندی سنی در این جلسات از 6 سال به بالا می باشد.این حلقات طرح صالحین در پایگاه شهید عبدالله میرزاجان زاده و مسجد فاطمه الزهرا (س) کمانگرکلای مرکزی برگزار می شود.در این جلسات مسائلی چون احکام،مشکلات سیاسی فرهنگی،مسائل اجتماعی و ... مطرح شده و مورد بررسی قرار می گیرد.ضمنا در این حلقات ،از مربیانی باتجربه برای افزایش اطلاعات متربیان استفاده شده است. [ شنبه 1390/03/21 ] [ 7:3 بعد از ظهر ] [ ×× ایمان رضوانی ×× ]
[ ]
امروزه مساله مد ،يكي از رويدادهايي است كه جامعه ي جوان ما را به انحراف مي كشاند . با پيشرفت روزافزون وسايل ارتباطي از قبيل اينترنت و ماهواره كه دسترسي آن ها براي عموم آسان شده جوانان و نوجوانان ناآگاهانه به اين سمت كشانده مي شوند . حال سوال اين است مد چيست ؟ مد، تنوعي گذراست كه در نوع پوشش نمود پيدا مي كند.مد هر بار با كمي تغيير، رنگ و بوي زندگي آدم ها را تغيير مي دهد؛ اتفاق تازه اي كه مي خواهد آداب يكسان، انديشه هاي همگون هنري و آيين هاي هم شكل را عرضه كند. همه جا تبليغ مي شود، بهترين كت و شلوار چنين است و بهترين ساعت اين است و... در اين ميان كساني به سود بيشتري مي رسند كه مد را سريع شناسايي كنند. اين در شرايطي است كه براي دنياي غرب طراحي، توليد و عرضه مد بيشتر جنبه اقتصادي دارد و رواج مد با تبليغات گسترده رسانه هاي جهاني از عوامل رونق تجارت و بهره مندي اقتصادي اين كشورهاست. چندي پيش كه دولت دستور ساماندهي مد و لباس را به وزارتخانه ها و سازمان هاي دولتي ابلاغ كرد و بر اساس آن، وزارتخانه هاي تعاون، رفاه و صنايع و معادن مكلف شدند در تأسيس تعاوني، اعطاي مجوز فعاليت و استفاده از تسهيلات دولتي، طراحان و توليدكنندگان پارچه و لباس مبتني بر الگوهاي اسلامي را در اولويت قرار دهند، بسياري اين در حالي است كه بر اساس ماده يك قانون ساماندهي مد و لباس، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي موظف است براي پي ريزي ساختار مديريتي اين طرح، كميته اي متشكل از10 نفر را براي ساماندهي مد و لباس تشكيل دهد. [ شنبه 1390/03/21 ] [ 7:2 بعد از ظهر ] [ ×× ایمان رضوانی ×× ]
[ ]
خلاصه ای از زندگانی امام حسین علیه السلام ولادت: در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت دومين فرزند برومند حضرت على وفاطمه كه درود خدا بر ايشان باد, در خانه وحى و ولايت چشم به جهان گشود. چون خبر ولادتش به پيامبر گرامى اسلام (ص ) رسيد, به خانه حضرت على«ع» و فاطمه «س» آمد و اسما را فرمود تا كودك را بياورد.اسما او را در پارچه اى سپيد پيچيد و خدمت رسول اكرم (ص ) برد آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت. حسين (ع ) و پيامبر «ص»: از ولادت حسين بن على (ع ) كه در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) كه شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد, مردم از اظهار محبت و لطفى كه پيامبر راستين اسلام (ص) درباره حسين (ع ) ابراز ميداشت , به بزرگوارى و مقام شامخ پيشواى سوم آگاه شدند. حسين (ع ) با پدر شش سال از عمرش با پيامبر بزرگوار سپرى شد, و آن گاه كه رسول خدا (ص ) چشم از جهان فروبست و به لقاى پروردگار شتافت , مدت سى سال با پدر زيست . پدرى كه جز به انصاف حكم نكرد , و جز به طهارت و بندگى نگذرانيد , جز خدا نديد و جز خدا نخواست و جز خدا نيافت . پدرى كه در زمان حكومتش لحظه اى او را آرام نگذاشتند ,همچنان كه به هنگام غصب خلافش جز به آزارش برنخاست ...در تمام اين مدت , با دل و جان از اوامر پدر اطاعت مي كرد, و در چند سالى كه حضرت على (ع( متصدى خلافت ظاهرى شد, حضرت حسين (ع ) در راه پيشبرد اهداف اسلامى , مانند يك سرباز فداكار، همچون برادر بزرگوارش مي كوشيد, و در جنگهاى جمل , صفين و نهروان شركت داشت. به اين ترتيب , از پدرش اميرالمؤمنين(ع ) و دين خدا حمايت كرد و حتى گاهى در حضور جمعيت به غاصبين خلافت اعتراض مي كرد. در زمان حكومت عمر, امام حسين(ع) وارد مسجد شد, خليفه دوم را بر
منبر رسول الله (ص ) مشاهده كرد كه سخن مي گفت. بی درنگ از منبر بالا رفت و فرياد زد: از منبرپدرم فرود آى .... امام حسين (ع ) با برادر پس از شهادت حضرت على (ع ), به فرموده رسول خدا (ص ) و وصيت اميرالمؤمنين (ع ) امامت و رهبرى شيعيان به حسن بن على (ع ), فرزند بزرگ اميرالمؤمنين (ع ), منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد كه به فرامين پيشوايشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسين (ع ) كه دست پرورد وحى محمدى و ولايت علوى بود, همراه و همكار و همفكر برادرش بود. چنان كه وقتى بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ , امام حسن (ع ) مجبور شد كه با معاويه صلح كند و آن همه ناراحتي ها را تحمل نمايد, امام حسين (ع ) شريك رنج هاى برادر بود و چون ميدانست كه اين صلح به صلاح اسلام است.حتى يك روز كه معاويه , در حضور امام حسن (ع ) وامام حسين (ع( دهان آلوده اش را به بدگويى نسبت به امام حسن (ع ) و پدر بزرگوارشان اميرمؤمنان (ع (گشود, امام حسين (ع ) به دفاع برخاست تا سخن در گلوى معاويه بشكند و سزاى ناهنجاريش را به كنارش بگذارد ولى امام حسن (ع ) او را به سكوت و خاموشى فراخواند, امام حسين (ع ) پذيرا شد و به جايش بازگشت , آن گاه امام حسن (ع ) خود به پاسخ معاويه برآمد, و با بيانى رسا و كوبنده خاموشش ساخت . امام حسين (ع ) در زمان معاويه چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) از دنيا رحلت فرمود, به گفته رسول خدا (ص ) و اميرالمؤمنين (ع ) و وصيت حسن بن على (ع( امامت و رهبرى شيعيان به امام حسين (ع ) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبرى جامعه گرديد. امام حسين (ع ) مي ديد كه
معاويه با اتكا به قدرت اسلام , بر اريكه حكومت اسلام به ناحق تكيه زده , سخت مشغول تخريب اساس جامعه اسلامى و قوانين خداوند است و از اين حكومت پوشالى مخرب به سختى رنج مي برد, ولى نمي توانست دستى فراز آورد وقدرتى فراهم كند تا او را از جايگاه حكومت اسلامى پايين بكشد, چنانچه برادرش امام حسن (ع ) نيز وضعى مشابه او داشت. قيام حسينى يزيد پس از معاويه بر تخت حكومت اسلامى تكيه زد و خود را اميرالمؤمنين خواند و براى اين كه سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبيت كند, مصمم شد براى نامداران و شخصيتهاى اسلامى پيامى بفرستد و آنان را به بيعت با خويش بخواند. به همين منظور, نامه اى به حاكم مدينه نوشت و در آن يادآور شد كه براى من از حسين (ع )بيعت بگير و اگر مخالفت نمود بکشد. حاكم اين خبر را به امام حسين (ع )رسانيد و جواب مطالبه نمود. امام حسين (ع ) چنين فرمود انا لله و انا اليه راجعون و على الاسلام السلام اذا بليت الامة براع مثل يزيد.
آن گاه كه افرادى چون يزيد, (شرابخوار و و بي ايمان و ناپاك كه حتى ظاهر اسلام را هم مراعات نمي كند) بر مسند حكومت اسلامى بنشيند, بايد فاتحه اسلام را خواند.(زيرا اين گونه زمامدارها با نيروى اسلام و به نام اسلام , اسلام را از بين ميبرند. هر چند امام حسين (ع ) كوفيان را به خوبى مي شناخت و بي وفايى و بيو دينيشان را در زمان حكومت پدر و برادر ديده بود و مي دانست به گفته ها و بيعت شان با مسلم نمي توان اعتماد كرد, و ليكن براى اتمام حجت و اجراى اوامر پروردگار تصميم گرفت كه به سوى كوفه حركت كند.با اين حال تا هشتم ذيحجه , يعنى روزى كه همه مردم مكه عازم رفتن به منى بودند و هر كس در راه مكه جا مانده بود با عجله تمام مي خواست خود را به مكه برساند, آن حضرت در مكه ماند و در چنين روزى با اهل بيت و ياران خود, از مكه به طرف عراق خارج شد و با اين كار هم به وظيفه خويش عمل كرد و هم به مسلمانان جهان فهماند كه پسر پيغمبر امت , يزيد را به رسميت نشناخته و با او بيعت نكرده ,بلكه عليه او قيام كرده است .يزيد كه حركت مسلم را به سوى كوفه دريافته و از بيعت كوفيان با او آگاه شده بود, ابن زياد را (كه
از پليدترين ياران يزيد و از كثيفترين طرفداران حكومت بنى اميه بود) به كوفه فرستاد.ابن زياد از ضعف ايمان و دورويى و ترس مردم كوفه استفاده نمود و با تهديد وارعاب , آنان را از دور و بر مسلم پراكنده ساخت , و مسلم به تنهايى با عمال ابن زياد به نبرد پرداخت , و پس از جنگى دلاورانه و شگفت , با شجاعت شهيد شد.(سلام خدا بر او باد).و ابن زياد جامعه دو رو و خيان تكار و بي ايمان كوفه را عليه امام حسين (ع ) برانگيخت , و كار به جايى رسيد كه عده اى از همان كسانى كه براى امام (ع ) دعوت نامه نوشته بودند, سلاح جنگ پوشيدند و منتظر ماندند تا امام حسين (ع ) از راه برسد و به قتلش برساند. امام حسين (ع ) از همان شبى كه از مدينه بيرون آمد, و در تمام مدتى كه در مكه اقامت گزيد, و در طول راه مكه به كربلا, تا هنگام شهادت , گاهى به اشاره , گاهى به صراحت , اعلان ميداشت كه : مقصود من از حركت , رسوا ساختن حكومت ضد اسلامى يزيد وبرپاداشتن امر به معروف و نهى از منكر و ايستادگى در برابر ظلم و ستمگرى است وجز حمايت قرآن و زنده داشتن دين محمدى هدفى ندارم . و اين مأموريتى بود كه خداوند به او واگذار نموده بود, حتى اگر به كشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسيرى خانواده اش اتمام پذيرد.رسول گرامى (ص ) و اميرمؤمنان (ع ) و حسن بن على (ع) پيشوايان پيشين اسلام , شهادت امام حسين (ع ) را بارها بيان فرموده بودند. حتى در هنگام ولادت امام حسين (ع ),رسول گرانمايه اسلام (ص ) شهادتش را تذكر داده بود . و خود امام حسين (ع ) به علم امامت ميدانست كه آخر اين سفر به شهادتش مي انجامد, ولى او كسى نبود كه در برابر دستور آسمانى و فرمان خدا براى جان خود ارزشى قائل باشد, يا از اسارت خانواده اش واهمه اى به دل راه دهد. او آن كس بود كه بلا را و شهادت را سعادت مي پنداشت . (سلام ابدى خدا بر او باد)خبر شهادت حسين (ع( در كربلا به قدرى در اجتماع اسلامى مورد گفتگو واقع شده بود كه عامه مردم از پايان اين سفر مطلع بودند . چون جسته و گريخته , از رسول الله (ص )
اميرالمؤمنين (ع ) و امام حسن بن على (ع ) و ديگر بزرگان صدر اسلام شنيده بودند. بدين سان حركت امام حسين (ع ) با آن درگيري ها و ناراحتي ها احتمال كشته شدنش را در اذهان عامه تشديد كرد. به ويژه كه خود در طول راه مي فرمود: «من كان باذلا فينا مهجته و موطنا على لقاء الله نفسه فليرحل معنا»هر كس حاضر است در راه ما از جان خويش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد,همراه ما بيايد. و لذا در بعضى از دوستان اين توهم پيش آمد كه حضرتش را از اين سفر منصرف سازند، غافل از اين كه فرزند على بن ابى طالب (ع ) امام و جانشين پيامبر, و از ديگران به وظيفه خويش آگاه تر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده، دست نخواهد كشيد.بارى امام حسين (ع ) با همه اين افكار و نظريه ها كه اطرافش را گرفته بود به راه خويش ادامه داد, و كوچكترين خللى در تصميمش راه نيافت .سرانجام رفت , و شهادت را دريافت . نه خود تنها, بلكه با اصحاب و فرزندان كه هر يك ستاره اى درخشان در افق اسلام بودند, رفتند و كشته شدند, و خون هايشان شن هاى گرم دشت كربلا را لاله باران كرد تا جامعه مسلمانان بفهمد يزيد فرمود اشعارى درسوگوارى حسين براى ما بخوان . وقتى شروع به خواندن نمودم صداى گريه حضرت برخاست , من مي خواندم و آن عزيز مي گريست , چندان كه صداى گريه از خانه برخاست . بعد از آن كه اشعار را تمام كردم , امام (ع ) در فضليت و ثواب مرثيه و گرياندن مردم بر امام حسين (ع ) مطالبى بيان فرمود. نيز از آن جناب است كه فرمود: گريستن و بي تابى كردن در هيچ مصيبتى شايسته نيست مگر در مصيبت حسين بن على , كه ثواب و جزايى گرانمايه دارد. باقرالعلوم , امام پنجم (ع ) به محمد بن مسلم كه يكى از اصحاب بزرگ او است فرمود: به شيعيان ما بگوييد كه به زيارت مرقد حسين بروند, زيرا بر هر شخص باايمانى كه به امامت ما معترف است , زيارت قبر اباعبدالله لازم ميباشد. امام صادق (ع ) مي فرمايد: ان زيارة الحسين عليه السلام افضل
ما يكون من الاعمال . همانا زيارت حسين (ع ) از هر عمل پسنديده اى ارزش و فضيلتش بيشتر است . زيرا كه اين زيارت در حقيقت مدرسه بزرگ و عظيم است كه به جهانيان درس ايمان و عمل صالح مي دهد و گويى روح را به سوى ملكوت خوبي ها و پاكدامني ها و فداكاري ها پرواز مي دهد. [ سه شنبه 1389/10/14 ] [ 5:24 بعد از ظهر ] [ ×× ایمان رضوانی ×× ]
[ ]
آیت الله نوری همدانی :با فتنه گران نمی توانیم آشتی کنیم. آیت الله نوری همدانی با بیان این که انقلاب اسلامی 5 پالایش داشت،از کنار زدن لیبرال ها و ملی گراها،بنی صدر و منافقین،باند مخوف مهدی هاشمی،سکولارها و دوم خردادی ها و حوادث سال گذشته به عنوان 5 پالایش مهم انقلاب اسلامی در طول 30 سال خبر داد. وی خاطر نشان کرد:بعد از انتخابات سال گذشته افرادی به عنوان فتنه گر و اغتشاشگر به دشمنان چراغ سبز نشان دادند و اینها نیز شناخته شدند و کنار رفتند از این رو با این افراد نیز ما نمی توانیم آشتی کنیم [ یکشنبه 1389/07/11 ] [ 5:27 بعد از ظهر ] [ ×× ایمان رضوانی ×× ]
[ ]
برای نجات از گناهان شهوانی چه باید کرد و چگونه و از چه راهی مصون باید بمانیم؟ از غذای خود از نظر کم و کیف،کم کنیم واز خوردن غذاهای محرک بپرهیزید خصوصا شبها و بین الطلوعین مقداری قدم بزنید،ورزش در هوای آزاد بکنید وازفکر و نظر در مناظر مهیج خودداری نمایید برای ازدواج به نحو احسان اقدام کنید و با توجه وتضرع به درگاه خدا و توسل به امام عصر ازخدابخواهید که شمارا از گناه حفظ فرماید [ یکشنبه 1389/07/11 ] [ 5:24 بعد از ظهر ] [ ×× ایمان رضوانی ×× ]
[ ]
در بیان آنچه انگشتر از آن سازنند: از حضرت امیر منقول است که انگشتر غیر نقرهدر دست مکنید بدرستی که حضرت رسول خدا فرمود که:پاک نیست دستی که در آن انگشتر آهن باشد.در حدیث دیگر فرمودکه:پاک نکند خدا دستی را که در آن انگشتر آهن باشد [ شنبه 1389/07/10 ] [ 7:57 بعد از ظهر ] [ ×× ایمان رضوانی ×× ]
[ ]
امام علی:خوشگمانی،مایه آرامش دل و سلامت ایمان است. غرراحکم،ج4861 پیامبر اکرم:بهترین برادر شما کسی است که عیوبتان را به شما هدیه کند. تنیه الخواطر،ج2،ص123 امام صادق:سه چیز دوستی در پی دارد:دینداری،فروتنی و بخشش. تحفول العقول،ص361 امام جواد:توجه قلبی به خداوند متعال،بهتر است از خسته کردن اعظا با ظاهر عبادات. بحارالانوار،ج7،ص60 امام حسین:چیزی بر زبان نیاورد که از ارزش شما بکاهد جاءالعیون،ج2،ص205 [ شنبه 1389/07/10 ] [ 7:55 بعد از ظهر ] [ ×× ایمان رضوانی ×× ]
[ ]
رسول خدا فرمود:نزد هر عالمی ننشینید مگر اینکه شما را از پنج چیز دور وبه پنج چیز بخواند: 1-شما را از شک وتردید و حیرت نجات بخشد و به یقین برساند. 2-شما را از تکبر کردن منع و به تواضع برساند. 3-شما را از ریاء کردن دورو به اخلاص بخواند. 4-شما را از دشمنی با بندگان خدا باز دارد و به خیر خواهی آنها وادارد. 5-شما را از دوستی دنیا ومیل به آنها باز داشته و به بی رغبتی آن بخواند. [ شنبه 1389/07/10 ] [ 7:55 بعد از ظهر ] [ ×× ایمان رضوانی ×× ]
[ ]
چرااهل تسنن به امیر مومنان کرم الله وجهه می گویند؟ از کرامات حضرت امیرالمومنین این است که هیچگاه بت نپرستیده است لذا اهل سنت هم به ایشان چنین لقبی داده اند.از این گذشته امتیاز بت شکستن به دست ایشان واقع شده است خدا می داند اگر به کسانی که سال ها بت پرستی کرده و توسلات بسیار به بت های خود داشته اند دستور داده می شد که بت ها را بشکنید چگونه بر آنها سخت بود وچگونه امتناع می کردند پرسش وپاسخ از ایت الله بهجت [ شنبه 1389/07/10 ] [ 7:52 بعد از ظهر ] [ ×× ایمان رضوانی ×× ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : ثامن تم ] [ Weblog Themes By : samentheme] |